مطالعه اثر بازدارندگی مکانیزم حاکمیت شرکتی از درماندگی مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران 

قسمتی از متن پایان نامه :

در سال های اخیر، مالکیت نهادی در بازارهای اوراق بهادار اروپا و امریکا رشد چشمگیری را نشان می دهد . در ایران نیز، شاهد حضور سازمان ها و مؤسساتی با عنوان سرمایه گذاران نهادی هستیم. مقصود از سرمایه گذاران نهادی، شرکتهای بیمه، صندوقهای سرمایه گذاری، موسسات مالی، بانکها و شرکتهای سهامی می باشد که در سایر شرکتهای سهامی عام سرمایه گذاری میکنند. از این رو  سرمایه گذاران نهادی بزرگترین گروه سهامداران شرکتهای سهامی عام شده اند.

سرمایه گذاران نهادی گروه های متجانسی نیستند.و ممکن می باشد اهداف متفاوتی داشته باشند و به تبع اهدافشان مدت زمان سرمایه گذاری شان در یک شر­کت خاص می­تواند متفاوت از سایر نهادهای سرمایه گذار باشد. در ادبیات پژوهش در یک طبقه بندی سرمایه گذاران نهادی را به سر مایه گذاران  بلند مدت و کوتاه مدت تقسیم بندی کرده اند  در طبقه بندی دیگری در این ارتباط ، نهاد های سرمایه گذار به سرمایه گذاران حساس به فشار وغیر حساس به فشار تقسیم بندی شده می باشد .

در مورد سرمایه گذاران حساس به فشار  عنوان می گردد که این سر مایه گذاران در قبال اطلاعات جدید واکنش نشان می دهند و ممکن می باشد با بروز و انتشار کوچکترین  اطلاعات اقدام به خرید یا فروش سهام نمایند.  همچنین برای تشریح نوع سرمایه گذارن نهادی و در نظر گرفتن مدت  زمان  حضور آنها در جمع سهامداران  از مفهوم سرمایه گذاران پایا و ناپایا نیز بهره گیری شده می باشد.

مفاهیم بلند مدت، پایا و غیر حساس به فشار در ارتباط با سر مایه گذاران نهادی مفهومی مترادف هستند که در ارتباط با سرمایه گذارانی به که کار می رود که اهداف بلند مدتی را از سرمایه گذاریشان در سهام شرکت‌ها دنبال می کند. براین اساس این  نوع از مالکان نهادی در صدد نفوذ در  مدیریت شرکت‌های سرمایه پذیر می‌باشند. حضور نماینده های مالکان نهادی در هیئت مدیره شرکت و نظارت بر مدیریت  این شرکتها بر شکل گیری مباحثی در ارتباط با ارتقای حاکمیت شر کتی و بالا بردن ارزش  وعملکرد انها منجر شده می باشد.  سرمایه گذاران نهادی منفعل دارای گردش پرتفوی بالایی بوده و اشتراتژِ معاملاتی لحظه ای دارند برای مثال بایک خبر خوب سهام می خرند و وبا یک خبر بد سهام را می فروشند. برای این مالکان قیمت جاری سهام بسیار مهم بوده و دارای دیدگاه  کوتاه مدت و گذرا هستند و عملکرد جاری را به عملکرد بلند مدت شرکت ترجیح می دهند. بنا براین انگیزه زیادی برای نظارت بر مدیریت  و داشتن نماینده ای د هیت مدیره شرکت‌ها سرمایه پذیر ندارند. زیرا بعید می باشد که منافع این نظارت در کوتاه مدت نصیب انها گردد .

در طرف مقابل بعضی مانند برکلی لیز ،اسمیت اعتقاد دارند که سرمایه گذاران نهادی فعال مدیران شرکت‌ها را منظبط و متعهد می کنند . آنها اذعان  می دارند که عملکرد شرکت‌ها پس از خرید بخشی از سهام  آنها توسط سهامداران فعال بهبود می‌یابد (کردلر ، و دیگران ،1389)

اما نباید این نکته نادیده گرفته گردد  که حضور این سرمایه گذاران در  هیئت مدیره  شرکت‌ها  موجب دستیابی آنها به اطلاعاتی خواهد گردید که سایر سر مایه گذاران از آن محرومند یا دستیابی انها به لحاظ زمانی با تقدم و تاخر همراه خواهد بود.از این موضوع در ادبیات رشته با عنوان عدم تقارن اطلاعات یاد می گردد.

معمولا زمانی که اطلاعات تازه ای از وضعیت شرکت ها در بازار منتشر می گردد، این اطلاعات توسط تحلیل گران، سرمایه گذاران و سایر بهره گیری کنندگان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر مبنای آن، تصمیم گیری نسبت به خرید و یا فروش سهام صورت می پذیرد این اطلاعات و نحوه واکنش به آن ها بر رفتار بهره گیری کنندگان، به ویژه سهامداران بالفعل و بالقوه تاثیر گذاشته و باعث افزایش و یا کاهش قیمت و حجم مبادلات سهام می گردد، زیرا نحوه برخورد افراد با این اطلاعات جدید نوسانات قیمت ها  را می سازد پس در صورت انتشار محرمانه و ناهمگون اطلاعات، واکنش های متفاوتی را از سوی سرمایه گذاران به واسطه وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه شاهد می باشیم که این امر تحلیل های نادرست و گمراه کننده ای را از وضعیت جاری بازار به همراه خواهد داشت

 

 

2-6- درماندگی و مفاهیم مرتبط با آن

در فرهنگ لغات آکسفورد، واژه «Distress» به معنی درد، اندوه، فقدان منابع پولی و تنگدستی آورده شده می باشد . در ادبیات مالی نیز تعاریف مختلف ی از درماندگی مالی ارائه گردیده می باشد. گوردن در یکی از اولین مطالعات آکادمیک بر روی تئوری درماندگی مالی، آن را به عنوان کاهش قدرت سودآوری شرکت تعریف می کند که احتمال عدم توانایی بازپرداخت بهره و اصل بدهی را افزایش می دهد(گوردن[1]  ،1971،11).

ویتاکر درماندگی مالی را وضعیتی در نظر می گیرد که در آن جریان های نقدی شرکت  از مجموع هزینه های بهره مربوط به بدهی بلند مدت کمتر می باشد(وستون[2]  1992، 20).

از نقطه نظر اقتصادی، درماندگی مالی را می توان به زیان ده بودن شرکت تعبیر نمود که در این حالت شرکت دچار عدم موفقیت شده می باشد. در واقع در این حالت نرخ بازد هی شرکت کمتر از نرخ هزینه سرمایه می باشد. حالت دیگری از درماندگی مالی زمانی رخ می دهد که شرکت موفق به رعایت کردن یک یا تعداد بیشتری از بندهای مربوط به قرارداد بدهی، مانند نگاهداشتن نسبت جاری یا نسبت ارزش ویژه به کل داراییها طبق قرارداد نمی گردد. به این حالت نکول تکنیکی گفته می گردد. حالات دیگری از درماندگی مالی عبارتند از زمانی که جریانات نقدی شرکت برای بازپرداخت اصل و فرع بدهی ناکافی باشد و همچنین زمانی که ارزش ویژه شرکت عددی منفی گردد( ریچارد[3]  ،1999 ، 12).

در اد بیات مالی نیز تعار یفی مختلف از درماندگی مالی ارائه شده می باشد . دان و براداستر یت د لیل اصلی ورشکستگی را معضلات مالی و اقتصاد ی می دانند. در حالی که گیتمن اعتقاد دارد نخستین و مهم ترین دلیل ورشکستگی سازمان ها، سوء مد یریت آنها می باشد .با ا ینکه عوامل ورشکستگی از  یک شرکت به شرکت د یگر متفاوت می باشد اما می توان چند ین عامل مشترک را به عنوان عوامل ورشکستگی بین همه شرکت های ورشکسته شناسایی نمو د. عدم صلاحیت مدیریت، هز ینه زیاد تولید، فعالیت مالی ضعیف، هیئت مدیره غیرفعال مانند این عوامل هستند(سعیدی و اقایی ،1388 ، 60).

 

[1] Gordon

[2] Weston J. Fred

[3] Whitaker, Richard

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

  1. تعیین اثر افزایش سهامداران نهادی بر پیشگیری از درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
  2. تعیین اثر بالا بودن درصد مدیران غیرمؤظف بر پیشگیری از درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
  3. تعیین اثر انتخاب نوع حسابرس بر پیشگیری از درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

 پایان نامه مطالعه اثر بازدارندگی مکانیزم حاکمیت شرکتی از درماندگی مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 پایان نامه مطالعه اثر بازدارندگی مکانیزم حاکمیت شرکتی از درماندگی مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

پایان نامه - تز - رشته حسابداری